خرید بک لینک
یکی از دوستان دوران کودکی یوسف به دیدن او آمد.

نخست از خاطرات گذشته گفت و حسد برادران را نسبت بدو برشمرد. یوسف روبه دوستش کرد و گفت :


عار نــَبوَد شیر را از سلسله نیست ما را قضای حق گله
شیر را بر گردن ار زنجیر بود بر همه زنجیر سازان میر بود

برچسب: نویسنده: حمید محمودی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 23:27

صفحه بندی